دستامو می برم بالا تا برسه به آسمون
یه سهم نا چیزی دارم از رنگای رنگین کمون
دستامو می یارم پایین ، دل توی ناباوریه
سهم من از رنگین کمون یه رنگ خاکستریه
با یه سبد رفتم بالا ، واست ستاره بچینم
شاید با چشمک اونا، تو قلب سنگت بشینم
سهم من از ستاره ها دستایی پوچ و خالیه
جواب تو به عشق من یه دنیا بی خیالیه
خیال می کردم توی ماه عکس چشاتو می بینم
رفتم بالا تا ماهمو از آسمون پس بگیرم
سهم من از ماه شبم یه تیکه سنگ خالیه
دلیل ترس و وحشتم ، غربت این حوالیه
لحظه پایین اومدن پامو گذاشتم توی دام
اسیر آسمون شدم ، حالا یه عمره این بالام
دیوونه تو عاقبت ، تو آسمون زندونی شد
اون بالا موندگار شدو یه عاشق آسمونی شد

+ نوشته شده در ساعت 0:0  توسط هانی



