چقدر برای نوشتن پیر شده ام
دیگر؛
رمق از جانم گرفته شده است
لب فریادم شکسته است
و بدون حضور چشمهایت
تمام وجودم شکسته است ...!

چقدر برای نوشتن پیر شده ام
دیگر؛
رمق از جانم گرفته شده است
لب فریادم شکسته است
و بدون حضور چشمهایت
تمام وجودم شکسته است ...!
